شمس الدين رشديه
116
سوانح عمر ( فارسى )
تاريخ و جغرافى دوره دوم و سپس رئيس دانشسراى عالى و استاد فلسفه بود . هفتهيى يك شب از محضر شريفش استفاده فراوان ميبردم . گذشته از استادى در فلسفه شرق ، چون زبان فرانسه را خوب ميدانست از فلسفه غرب هم بهره فراوان داشت . برادرزن استاد عبد الرزاق بغايرى بود ، و با هم بسيار مربوط و در ليالى اعياد مذهبى هر دو بزرگوار در منزل مجلسى داشتند . استاد اعتماد الاسلام قدوسى ( اعتمادى ) شب بوحى كه در نجف برتبه اجتهاد رسيده بود ، پس از آنكه دوره دار الفنون از چهار سال به شش سال رسيد و فارسى و ادبيات و عربى هم جزو برنامه آن شد ، نامبرده معظم بتدريس عربى منصوب و در تدريس تابع اصول تدريس طلاب بود . مسيو ژزف ريشارد مودب الملك ، در دوره اول دار الفنون براى تدريس زبان فرانسه از فرانسه استخدام شده بود . در مدت اقامت در اينجا قبول ديانت اسلام كرده بشرافت مسلمانى مشرف گرديد . چون مسلمان شد به ميمنت و مباركى مختون شده ، اين سنت اسلامى با هاىوهوى فراوان درباره وى اجرا شد . استاد مهندس الملك ميفرمود ، « ميترسد كه از اين عمل بميرد . » درهرصورت ، از اروپا قطع علاقه كرده در ايران علاقه فراوانى بهم زد و باغ و بستانى علم كرده بود . و اولين كودكستانرا در ايران او تاسيس كرده است ، بنام « ژاردن دانفان » و اروپائىزادگانرا بدامن تربيت گرفته بود ، و باغ و خيابانش مجاور خيابان جامى فعلى است ، كه آنوقت محله اروپائىنشين تهران بود . دو كتاب شيوا از او بيادگار است ، « مند » و « گرامر » . پس از وى پسرش نيز بنام مسيو ريشارد ، معلم فرانسه بود كه نويسنده هم افتخار شاگردى او را داشتهام . ولى طرز تدريس پسر چون اصول مجرب پدر نبود . شادروان اديب الدوله بزرگ ، كه در افتتاح دار الفنون نظامت آن را داشته ، و از قراريكه از اساتيد خود شنيدهام ، بسيار لايق و قابل و باعرضه و حقيقتا اديب الدوله بوده است . پسر شادروانش نيز اديب الدوله امير تومان بود ، كه چندى ناظم و سپس رئيس دار الفنون و تا آخر حيات در اين سمت بوده ؛ چون پدر شادروانش بلندبالا وزين و موقر ، و در فرماندهى بسيار توانا ، و ذاتا داراى هيبت خاصى بود كه از پدر به ارث برده بود . در عين حال ، بسيار مودب مهربان نيكانديش و بشغل خود علاقهمند ، و اين پدر و پسر هردو از مفاخر دار الفنون بودهاند . زاده سوم اين دودمان هم دكتر خانبابا اديب ، از مزاياى اخلاقى از پدر و جد خود ارث فراوان برده است و استاد دانشكده پزشكى است . ناگفته نماند كه استادان بزرگوار دار الفنون ، كه نويسنده افتخار تلمذ آنانرا داشتهام ، پابند مبانى روحانى بودند . با همه لطمههاى مادى كه ميديدند در ايفاى خدمت قصورى نداشتند . سالى از فقر خزانه دولت حقوق فرهنگيان شش ماه عقب افتاده بود . معهذا در تدريس خود كمترين غفلت و سستى نداشتند . اگرچه امروز هم كه اين رساله رسيده تقديم علاقمندان ميگردد ، معلمين خوب فراوان داريم كه الحق كمال